آیین سنگرسپاری و تکریم ومعارفه مدیر تبلیغات اسلامی شهرستان ریگان برگزار شد.
در پی حکمی از سوی مدیر کل تبلیغات اسلامی استان کرمان حجت الاسلام پارسا فر به عنوان مدیر اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ریگان منصوب شد.
در گفتوگو با سیدحسین شهرستانی مطرح شد؛
در روزهایی که التهاب جنگ و فشارهای اقتصادی میتوانست خیابانها را خلوتتر کند، مردم روایت دیگری ساختند؛ از موکبهای مردمی و جمعهای محلی تا خانوادههایی که شبها کنار هم در میدان میایستند. حالا این حضورها دیگر فقط یک واکنش مقطعی نیستند و به یکی از مهمترین پدیدههای اجتماعی این روزهای ایران تبدیل شدهاند.
به گزارش ایرنا، اینکه تداوم تجمعات شبانه چه معنایی دارد، چرا مردم همچنان میدان را رها نکردهاند و این حضورها چه تأثیری بر آینده اجتماعی و سیاسی ایران خواهد گذاشت، موضوع گفتوگوی ما با سید حسین شهرستانی، جامعهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی است.
خیابان، معادلات جنگ را برهم زد
سید حسین شهرستانی، جامعهشناس و استاد دانشگاه معتقد است تداوم حضور مردم در تجمعات شبانه، رخدادی «حیرتانگیز و خلاف همه انتظارات» بوده است. او میگوید: در همان هفته نخست، حضور میدانی مردم تمام معادلات جنگ را برهم زد؛ چراکه تصور اولیه این بود که با ضربه ناگهانی به سران کشور، جامعه دچار فروپاشی شود و پروژه براندازی یا آنچه او «پروژه ونزوئلایی» مینامد، در مدت کوتاهی محقق شود.
به گفته او، اما آنچه رخ داد «۱۸۰ درجه خلاف این سناریو» بود؛ مردم به میدان آمدند، بخشی از شکافهای پیشین میان جامعه و حاکمیت ترمیم شد و همین مسئله به نیروهای مسلح امکان داد از پس میدان برآیند.
شهرستانی تأکید میکند: از همین منظر، مرحله نخست جنگ با پیروزی ایران همراه بود؛ چراکه نیروی مهاجم به اهداف خود نرسید.
او مرحله نخست حضور مردم را ناظر بر جلوگیری از فروپاشی اجتماعی میداند و میگوید: تا مقطع چهارشنبهسوری، حضور مردم بیشتر ماهیتی «سلبی» داشت؛ به این معنا که جامعه مراقبت میکرد خیابان به جولانگاه نیروهای برانداز و حامیان مهاجمان خارجی تبدیل نشود اما پس از آن، حضور مردم از یک کنش صرفاً سلبی عبور کرد و به پشتیبانی فعال از ادامه جنگ و دستیابی به «حداکثر نتایج ممکن» رسید.
به گفته او، اگر مسئله فقط جلوگیری از حضور نیروهای برانداز بود، طبیعتاً پس از تثبیت شرایط، مردم باید به خانههای خود بازمیگشتند؛ اما استمرار تجمعات نشان میدهد هدفگذاری جدیدی برای این حضور اجتماعی شکل گرفته است.
او معتقد است: خیابان امروز، ضمن حمایت از میدان، تلاش میکند مانع غلبه جریانهای سازشکارانه یا بازگشت به وضعیت پیشین شود. در عین حال، به گفته او، خیابان ضرورتاً تابع مطالبات حداکثری و فراتر از توان واقعی کشور هم نیست و در مجموع «یک حد تعادل» را در مطالبهگری حفظ کرده است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، مرحله سوم این حضور خیابانی را حتی فراتر از مدیریت بحران میداند و میگوید: امروز خیابان در حال دیکته کردن نوعی نظم اجتماعی و سیاسی جدید به جامعه و مطالبهگر نقشآفرینی تازه ایران در منطقه است.
شهرستانی تأکید میکند: جامعه از مرحله اولیه «دفع فتنه براندازان» عبور کرده و اکنون مسئله اصلی، بازآرایی میدان سیاست در ایران و بازتعریف سپهر سیاسی کشور است؛ وضعیتی که نشانهای از «بلوغ سیاسی جمعیت خیابانی» به شمار میرود.

آمارها چه میگویند؟
بر اساس پژوهش «نمافر»، ۲۰ درصد پاسخدهندگان بیش از ۱۰ بار در تجمعات شبانه پس از جنگ تحمیلی سوم شرکت کردهاند و حدود ۶۰ درصد نیز دستکم یک بار در این تجمعات حضور داشتهاند.
مطابق این پژوهش، اکثریت جامعه ایران با این تجمعات همراهی نشان دادهاند. حتی در میان کسانی که در تجمعات حضور نداشتهاند نیز بیش از ۳۵ درصد، حس بسیار مثبت یا مثبتی نسبت به افراد حاضر در تجمعات داشتهاند.
افرادی که مطلقاً در تجمعات شرکت نکردهاند، ۳۸ درصد جامعه را تشکیل میدهند و از میان این گروه نیز تنها ۳۱ درصد احساس منفی نسبت به مردم حاضر در خیابان داشتهاند.
بر اساس این دادهها میتوان نتیجه گرفت که حضور در خیابانها پس از وقوع جنگ، در مجموع پدیدهای مردمپایه بوده و سویه مردمی آن، وزن بیشتری نسبت به سویه حاکمیتی داشته است.
شهرستانی در این خصوص تأکید میکند: جمعیتی که امروز در خیابان حضور دارد، دیگر صرفاً نماینده یک قشر خاص یا یک طیف خالص حزباللهی نیست؛ بلکه توانسته نمایندگی طیف وسیعی از اقشار اجتماعی ایران را برعهده بگیرد؛ از طبقات اقتصادی مختلف گرفته تا اقوام، فرهنگها و رویکردهای هویتی متنوع.
او معتقد است همین مسئله میتواند در ادامه، درجه همزیستی و مدارای اجتماعی را در جامعه ایرانی افزایش دهد؛ حتی فراتر از خود این وقایع و پیامدهای مستقیم آن.
حضور مردم؛ واقعیتی فراتر از بایکوت رسانهای
شهرستانی معتقد است رسانهها و افکار عمومی غربی در قبال این تجمعات، دو نوع مواجهه متفاوت دارند؛ نخستین و متعارفترین برخورد آنها، «نادیده گرفتن» و بایکوت این واقعیت اجتماعی است.
به گفته او، اگر حتی در نقطهای از کشور تجمعی با جمعیتی کمتر اما با شعارها و نمادهای متفاوت و در تقابل با جمهوری اسلامی شکل بگیرد، رسانههای غربی بهسرعت آن را پوشش میدهند و برجسته میکنند؛ اما درباره آنچه امروز در خیابانهای ایران رخ میدهد، رویکرد غالب آنها سکوت و چشمپوشی است.
شهرستانی تأکید میکند: ابعاد این حضور اجتماعی در مقیاس یک «انقلاب سیاسی تمامعیار» قابل تحلیل است و حتی بسیاری از انقلابهای بزرگ عصر مدرن نیز از نظر تداوم زمانی، گستره جغرافیایی و استمرار حضور مردمی، قابل مقایسه با آن نیستند؛ تنها انقلاب اسلامی ایران را میتوان در چنین سطحی مقایسه کرد.
او معتقد است دلیل اصلی این بایکوت آن است که «سوژه سیاسی» حاضر در میدان از سوی رسانههای غربی به رسمیت شناخته نمیشود. با این حال، به گفته او، واقعیت موجود آنقدر گسترده و عینی است که نمیتوان برای مدت طولانی بر آن سرپوش گذاشت و امروز مسئله ایران، مردم و فرهنگ آن به یک پرسش فراگیر در افکار عمومی جهان تبدیل شده است.
شهرستانی این وضعیت را یکی از مهمترین فرصتهای ایجادشده در خلال جنگ برای ایران میداند و میگوید: فضایی که پیشتر دیپلماسی عمومی و رسانههای رسمی قادر به ایجاد آن نبودند، اکنون بهواسطه حضور میدانی مردم شکل گرفته است؛ حضوری که توانسته نقش «سفیر فرهنگ ایران» و «سفیر جمهوری اسلامی» را ایفا کند و حتی نوعی دعوت جهانی برای ایستادگی در برابر سازوکارهای سرکوبگر ایجاد کند.
راز ماندگاری خیابان؛ مردم باید خود را شریکِ ساخت ایران بدانند
شهرستانی تأکید میکند مهمترین مسئله برای تداوم هدفمند و اثرگذارتر حضورهای مردمی در میدانها، احساس «اثرگذاری» و «مشارکت واقعی» مردم در تصمیمات و آینده کشور است. او میگوید: مردم دیگر صرفاً در موقعیت «رعیت» یا حتی صرفاً در جایگاه «شهروند» نیستند که حقوق خود را مطالبه کنند؛ بلکه وارد مرحلهای بالاتر شدهاند که در آن خود را مسئول ساخت آینده ایران میدانند و برای آن نقش اجتماعی قائلاند.
به گفته او، این وضعیت بالاترین سطح همگرایی ملی، مشارکت عمومی و شکلگیری سرمایه اجتماعی است؛ جایی که مردم احساس میکنند در میدان حضور دارند تا درباره آینده کشور تصمیم بگیرند و متناسب با توان خود در تصمیمسازی و انجام وظیفه سهیم باشند.
شهرستانی از صحنههایی در تجمعات سخن میگوید که به تعبیر او «بسیار زیبا و معنادار» هستند؛ از موکبها و برگزاری مراسم تا کمکهای مالی، پخت غذا، پذیرایی و حضور هنرمندان در اجرا و خوشنویسی. به گفته او، در این میان تفاوتی میان استاد دانشگاه، زن خانهدار، بازاری، کارگر یا حتی کودکی که پرچم ایران را نقاشی میکند وجود ندارد، چراکه همه خود را در حال انجام یک وظیفه و مشارکت در یک تجربه جمعی میبینند.
شهرستانی معتقد است یکی از مهمترین فرصتهای این اجتماعات، احیای محلهگرایی و بازگشت حیات اجتماعی به فضاهای محلی است و تأکید میکند: محدود کردن تجمعات به میادین اصلی راهکار درستی نیست، زیرا ارزش اصلی این حضورها در جریان یافتن آن در سطح محلات است. او میگوید: در شهری با مدیریت از بالا به پایین، این اجتماعات به بازیابی محلات کمک کردهاند و همین احساس سهیم بودن در ساختن ایران، عامل اصلی پایداری میدان است.
به گفته او، هر عاملی که این احساس مشارکت را تقویت کند، حضور مردم را نیز افزایش میدهد و هر عاملی که آن را تضعیف کند، به تضعیف خیابان منجر میشود.
شهرستانی همچنین نسبت به افزایش حضورهای فرمایشی و اداری هشدار میدهد و میگوید: در حالی که ابتدا مردم خودشان موکبها را شکل دادند، اکنون برخی نهادها با رویکرد اداری وارد میدان شدهاند؛ اتفاقی که میتواند جای اجتماعات خودجوش را بگیرد. هرچه چهره میدان مردمیتر باقی بماند و نهادها از تبدیل آن به محل «بیلان کاری» پرهیز کنند، تداوم این حضورها بیشتر خواهد شد.

خیابان نباید به میدان دوقطبیسازی تبدیل شود
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی معتقد است کاهش نقاط تنش میان حاضران در تجمعات و سایر اقشار جامعه، شرط مهم دیگری برای تداوم این حضورهاست.
او میگوید: نباید میان کسانی که در تجمعات حضور دارند و بخشهای دیگری از جامعه که هنوز تصمیمی برای حضور نگرفتهاند، دوگانهسازی ایجاد شود. هرگونه دوقطبیسازی سیاسی و اجتماعی میتواند به تضعیف این سرمایه اجتماعی منجر شود.
شهرستانی همچنین بر ضرورت مدیریت درست فضای شهری تأکید میکند و میگوید:حضور میدانی مردم نباید در ریتم زندگی روزمره جامعه اختلال ایجاد کند. او با اشاره به برخی اقدامات تبلیغاتی در سطح محلهها، از جمله خودروهای دارای بلندگو، تصریح میکند که این اقدامات ضرورتی ندارد و حتی میتواند به ایجاد اصطکاک اجتماعی منجر شود.
او معتقد است در بسیاری موارد، این مردم هستند که تلاش میکنند نظم عمومی را رعایت کنند و اتفاقاً بخش مهمی از اختلالها از سوی نهادهایی ایجاد میشود که میخواهند فراتر از سازوکار ارگانیک این اجتماعات، حضور سازمانی و نمایشی خود را تثبیت کنند.
نارضایتی اقتصادی، خیابان را فرسوده میکند
شهرستانی در ادامه، تصمیمات کلان سیاسی و اقتصادی را عامل تعیینکننده دیگری در تداوم این حضورها میداند. او هشدار میدهد: اگر وضعیت اقتصادی به سمت تشدید فشارهای اجتماعی حرکت کند و احساس تبعیض در جامعه شکل بگیرد، نارضایتی عمیقی ایجاد خواهد شد.
این جامعهشناس میگوید: مردم زمانی فشارها را تحمل میکنند که احساس کنند این وضعیت برای همه یکسان است؛ اما اگر تصور کنند که قرار است فقط آنها هزینه بدهند و در مقابل، ناکارآمدی اداری، برخورد نکردن با محتکران و مفسدان یا بیتحرکی مدیریتی ادامه پیدا کند، سرمایه اجتماعی بهتدریج آسیب خواهد دید.
این جامعهشناس همچنین به مسئله اینترنت اشاره میکند و آن را یکی از زمینههای فعلی نارضایتی اجتماعی میداند. به گفته او، ادامهدار شدن محدودیت اینترنت و شکلگیری وضعیتهای تبعیضآمیز در دسترسی، باعث شده این موضوع از یک مسئله موقت عبور کند و به «مکانیزم نارضایتی» تبدیل شود.
شهرستانی تأکید میکند در چنین حوزههایی باید تصمیمات فوری و مؤثر اتخاذ شود تا از انباشت نارضایتی اجتماعی جلوگیری شود؛ چراکه در غیر این صورت، ممکن است دوباره خیابان به محل تقابلهای اجتماعی و شکلگیری تنشهای جدید تبدیل شود.
2026-05-13
T
T